هزینه جذب مشتری یا CAC چیست؟

هزینه جذب مشتری یا CAC چیست؟

CAC – Customer Acquisition Cost یا هزینه جزب مشتری، معیاری است که بر جنبه های مختلف کسب و کار از جمله بودجه، سودآوری، پیش بینی ها، قیمت گذاری و کانال های بازاریابی و فروش تأثیر می گذارد. با توجه به این حجم از تأثیرگذاری این شاخص در کسب و کار مهم تلقی شده و باید مورد بررسی و تحلیل قرار بگیرد. در این مقاله درباره CAC بیشتر می خوانیم.

هزینه جذب مشتری یا CAC چیست؟

CAC محاسبه ی هزینه ای است که شرکت برای جذب هر مشتری صرف می کند. شاید این جمله را شنیده باشید که می گوید: “جذب مشتری جدید پنج (یا گاهی هفت یا گاهی ده یا گاهی دوازده) برابر نگهداری مشتری فعلی هزینه دارد.” برای این نسبت اعداد مختلفی براساس اسناد و مطالعات در مجموعه ها گزارش می شود.

CAC در بازاریابی فروش و تبلیغات موضوع جدیدی نیست و همواره مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. در بازاریابی با استفاده از این شاخص می توان دریافت که آیا روش های استفاده شده برای کسب و کار مفید واقع شده یا نه. از طرفی دیگر می تواند نشان دهد که آیا هزینه ی صرف شده برای این روش ها بازدهی کافی را داشته است یا خیر.

این شاخص علاوه بر اهمیت در واحد بازاریابی برای سرمایه گذارانی که می خواهند در کسب و کاری سرمایه گذاری کنند مهم تلقی می شود. سرمایه گذار با درنظر گرفتن این نرخ می تواند به سودآوری شرکت پی ببرد. مسلماً شرکتی که با صرف هزینه کمتر مشتری بیشتری جذب کند، برای سرمایه گذار جذاب تر خواهد بود، تا شرکت هایی که با صرف هزینه های گزاف مشتری جذب می کنند.

محاسبه هزینه جذب مشتری CAC

پیش از آنکه به بررسی نحوه محاسبه CAC بپردازیم، لازم است بدانید که در برخی از روش های بازاریابی نمی توان به راحتی این نرخ را حساب کرد. فرض کنید برای تبلیغ محصول یا خدمت خود از بازاریابی برونگرا مانند تبلیغات تلویزیونی، پخش تراکت و … استفاده کرده اید. این روش چون یک طرفه است، ردیابی مشتری ای که از این طریق جذب شده کمی سخت به نظر می رسد. اما در روش های بازاریابی درونگرا (بازاریابی که در بستر اینترنت تعریف می شود) که ردیابی مشتری آسان است. اما به طور کلی تمام هزینه های انجام شده از تمام روش ها و جذب مشتری را می توان محاسبه کرد.

برای محاسبه این نرخ، هزینه کلی بازاریابی در یک دوره مشخص را بر تعداد مشتریان جذب شده در همین دوره زمانی تقسیم می کنیم. به این ترتیب هزینه جذب مشتری بدست می آید.

بنابراین اگر برای بازاریابی در یک دوره مشخص 300000 تومان خرج شده باشد و 30 مشتری هم جذب شده باشد، هزینه ی جذب هر مشتری 10000 تومان خواهد بود.

بازه های زمانی را می توان براساس بازه های انجام بازاریابی یا هر عامل دیگری که لازم است درنظر گرفت.

این شاخص به بررسی های لازم برای بدست آوردن ارزش طول عمر مشتری Customer Lifetime Value – CLV نیز کمک می کند. از طریق کنترل این شاخص می توان به هزینه هایی که برای نگهداشت مشتری انجام می شود رسیدگی کرد. اگر بدانید که یک مشتری در طول عمر خود چقدر می تواند برای کسب و کار سودآوری داشته باشد و با مقایسه هزینه هایی که برای نگهداشت آن صورت می گیرد، می توان تصمیم گرفت که آیا بهتر است برای این مورد هزینه شود یا برای جذب مشتری بیشتر تلاش شود. پس علاوه بر هزینه جذب مشتری، هزینه ی نگهداشت مشتری و ارزش طول عمر مشتری نیز در کسب و کار مهم تلقی می شود.

از طرفی دیگر، هزینه جذب مشتری می تواند بر استراتژی های قیمت گذاری نیز تأثیرگذار باشد. زیرا باید هزینه های انجام شده را به تعادل رساند.

پیشنهاد آیفوبلی: 

تجربه مشتریان، اولویتی مهم در دنیای مارکتینگ

0

دیدگاه شما

5 + هجده =

بدون دیدگاه