تعریف رضایت شغلی

تعریف رضایت شغلی

مقصود از رضایت شغلی نگرش کلی فرد درباره کارش است. کسی که رضایت شغلی او در سطحی بالاست، نسبت به شغل یا کار خود نگرشی مثبت دارد. کسی که از کار خود راضی نیست (رضایت شغلی ندارد) نگرشی منفی نسبت به شغل و کار دارد. هنگامی که درباره نگرش کارکنان بحث می شود غالباً مقصود چیزی جز رضایت شغلی آنان نیست.

عوامل تعیین کننده رضایت شغلی چیست؟

 این پرسش مطرح است که در رابطه با کاری که شخص انجام می دهد چه متغیرهایی تعیین کننده رضایت شغلی وی هستند؟ مدارک و شواهد نشان می دهد که برخی از عوامل مهم موجب رضایت شغلی می گردند. آنها عبارتند از: جذابیت کار، سیستم پاداش که بر اساس عدل و مساوات قرار گرفته باشد، شرایط کاری که فرد را حمایت کنند و همکاران و یاران شغلی که فرد را یاری دهند و پشتیبان وی باشند.

معمولاً کارکنان شغلهایی را ترجیح می دهند که بتوانند به وسیله آن برای بالا بردن مهارتها و توانایی های خود از فرصتهای موجود استفاده کنند و نیز شغلهایی را دوست دارند که در آنها تخصص وجود داشته باشد، آزادی عمل داشته باشند و درباره کارهایی که خوب انجام می دهند نتیجه به آنان داده شود. این ویژگی ها باعث می شود که فرد از نظر ذهنی احساس رضایت کند و کار را رقابتی بشناسد. شغلها یا کارهایی که رقابتی نباشند موجب کسالت و خستگی فرد می شوند و از سوی دیگر استیصال و احساس شکست به بار می آورند. ولی اگر شرایط به گونه ای باشد که میزان رقابتی شغل در سطحی متوسط باشد، بیشتر کارکنان از انجام چنین کاری احساس لذت و رضایت می کنند.

کارکنان می خواهند که سیاستهای ارتقای مقام و سیستم پرداخت به گونه ای باشد که به نظر آنان عادلانه است، یعنی دارای هیچ ابهام و گزارشات رمزی نباشد و پرداخت حقوق با نوع انتظارات آنان متناسب باشد. هنگامی که کارکنان سیستم پاداش و پرداخت حقوق را عادلانه بدانند و معتقد باشند که با توجه به سطح مهارت، حقوق پرداخت می شود، رضایت شغلی افزایش می یابد. به همین گونه کسانی که باور داشته باشند یا چنین بپردازند که سیاست ارتقای افراد بر اساس عدل و برابری به اجرا در می آید درکار خود احساس رضایت بیشتری می کنند.

برای بیشتر کارکنان، کار چیزی بیشتر از پول است و می تواند نیازهای اجتماعی آنان (روابط اجتماعی) را تأمین کند. بنابراین هیچ جای شگفتی نیست که داشتن همکاران صمیمی و پشتیبان زندگی موجب افزایش رضایت شغلی می شود.

آیا کارکنان راضی نسبت به کارکنان ناراضی تولید بیشتری دارند؟

نخستین دیدگاه ها درباره رابطه بین رضایت شغلی و تولید با بازدهی فرد در این جمله خلاصه می شود که یک کارگر شاد و با نشاط، کارگری تولید کننده و پر بازده است. در دهه های 30 و40 و50 میلادی در سازمانهای آمریکایی شیوه پدر سالاری حاکم بود و شرکتها می کوشیدند تا گروه هایی از افراد شاد تشکیل دهند، محل کار را به صورت یک باشگاه درآوردند و کسانی که مسئولیت آموزش افراد را برعهده داشتند به خواسته ها نیازهای کارگران توجه زیادی نمایند. همه این اقدامات به این سبب صورت می گرفت تا کارگران شاد و خوشحال بمانند. ولی این اعتقاد که کارگران شاد و خوشحال دارای بازدهی یا تولید بیشتری هستند بیشتر جنبه شهودی دارد و در این رابطه مدارک و شواهد چندان زیادی در دست نیست.

یک بررسی دقیق نشان می دهد که اگر چه رضایت شغلی می تواند بر میزان تولید و بازدهی (بهره وری) اثر مثبت داشته باشد، اما این اثر چندان زیاد نیست. توجه کردن به متغیر های واسطه ای باعث شده است که این رابطه بهبود یابد و تقویت شود. برای مثال بازدهی فرد به هنگام کار با یک دستگاه تا حد زیادی تحت تأثیر سرعت دستگاه است، نه میزان رضایت وی.

در زمان کنونی، چنین به نظر می رسد که بازدهی یا تولید موجب رضایت شغلی می شود، اما عکس قضیه نمی تواند چندان درست باشد. اگر فرد شغل خوبی داشته باشد در باطن احساس رضایت می کند. گذشته از این، اگر فرض کنیم که سازمانی به افراد پربازده پاداشهای بیشتری می دهد، میزان تولید می تواند موجب شهرت فرد گردد، حقوق وی افزایش یابد و احتمالاً وسایل ارتقای او مهیا شود. این نوع پاداشها، به نوبه خود موجب افزایش رضایت فرد از کارش می شود.

پیشنهاد آیفوبلی:

رضایت کارمند یا ESAT چیست؟

0

دیدگاه شما

17 − دو =

بدون دیدگاه