۶ نکته مهم در استراتژی برندینگ

branding strategies - 6 نکته مهم در استراتژی برندینگ

افراد زیادی در درون و بیرون دنیای B2B (بیزینس به بیزینس) بر این باورند که استراتژی برندینگ برای کسب و کارهای B2B اهمیت چندانی نداشته و نام تجاری یا همان برند دغدغه ی کسب و کارهای Business To Customer) B2C) است. McKinsey & Company اخیرا در مجله ی فوربس نوشت کسب و کارهای بزرگ B2B با استفاده از برندسازی و استراتژی برندینگ توانسته اند بسیار موفق تر از B2C ها که عملا باید بیشتر بر این استراتژی تمرکز داشته باشند، عمل کنند.

نام تجاری یا برند مجموعه ای از یک نام، نشانه یا آرم گرافیکی با طراحی منحصر به فرد است که با هدف ارزش آفرینی برای محصول یا خدمت مورد استفاده قرار می گیرد. اما بازهم مفاهیم بیشتری در برند نهفته است. (برای اطلاعات بیشتر می توانید به مطلب “برند یا نام تجاری چیست؟” مراجعه کنید.

چرا استراتژی برندینگ مهم است؟

دستیابی به یک برند قوی به یک باره رخ نمی دهد و معمولا حاصل یک استراتژی بلند مدت بوده و شکل گیری آن به شدت به نیازهای مشتری و مصرف کننده متصل است. به گفته مک کینزی (McKinsey & Company یک شرکت مشاوره مدیریت در سراسر جهان است. این شرکت به تجزیه و تحلیل کیفی و کمی برای ارزیابی تصمیمات مدیریت در بخش های عمومی و خصوصی می پردازد) برند همان طور که راه کوتاه تری در تصمیم گیری در اختیار مشتری قرار می دهد، می تواند برای B2B مشکلاتی را بوجود آورد.

فرض کنید که مشتری برند اشتباهی از یک خمیردندان را انتخاب کند. اگر این محصول کارایی لازم را نداشته باشد، مصرف کننده می تواند یک خمیردندان جدید خریداری کند. اما در B2B اگر در انتخاب محصول اشتباهی رخ دهد می تواند اثرات فاجعه باری به دنبال داشته باشد. به عنوان مثال اگر در خرید اجزای سازنده محصول نهایی اشتباهی صورت بگیرد، محصول با کیفیت قبلی به دست مشتری نرسیده و نه تنها باعث لطمه به اعتماد خریداران B2B شده، بلکه اعتماد مصرف کنندگان نهایی را نیز خدشته دار می کند. بنابراین باید گفت که یک برند قوی، اعتماد مشتری B2B را در روند تصمیم گیری خود اولویت قرار می دهد.

طبق گزارش از  Harward Business Review سه مزیت کلی برای نام تجاری درنظر گرفته می شود:

  • یک ابزار اقتصادی مناسب برای رسیدگی به نگرانی های مشتری است.
  • مانع تلاش برای بازاریابی مجدد ( که می تواند پیامدهای نامشخصی داشته باشد) می شود.
  • باعث می شود تا خریداران B2B بتوانند در مشتریان خود حس وفاداری به برند را تقویت کرده و در مقابل سایر رقیبان حاشیه امنی بسازند.

بنابراین طبق تمام مواردی که گفته شد، داشتن یک استراتژی جامع برای هدایت برند امری مهم تلقی می شود. در ادامه به بررسی 6 عنصر کلیدی این کار خواهیم پرداخت.

  • 1) مخاطب هدف

در B2C مخاطب هدف یا بازار برای نام تجاری شما، فردی است که احتمالا محصولتان را خریداری می کند. در B2B هم مخاطب هدف شما همچنان همان خریدار محصول یا خدمات شماست. اما با توجه به پیچیدگی ماهیت روند خرید در B2B، بررسی این مورد کمی پیچیده تر است. شما باید علاوه بر اینکه به دنبال این باشید که چه شرکت هایی از شما خرید می کنند، بلکه باید فرد تصمیم گیرنده ی خرید را نیز در آن شرکتها شناسایی کنید. آیا مدیر خرید تصمیم گیرنده کلی خریدهاست یا بخش یا مدیران دیگری عهده دار تصمیم گیری خریدند؟! بسته به ارزش کالا یا خدمت شما، رتبه ی فرد تصمیم گیرنده ی خرید نیز می تواند بالاتر یا پایین تر باشد. در نتیجه باید مخاطب خود را به درستی شناسایی کرده و پیامی متناسب با آن قشر در نظر داشته باشید.

  • 2) وعده ها و قول های برند

وعده های تجاری پیامی است که در ذهن مشتری یک سری انتظارات را شکل می دهد. مثلا اگر ادعا می کنید که محصول الکترونیکی شما ضد آب است، مشتری انتظار دارد که اگر آن را در آب بیندازد، محصول همان طور که شما وعده داده اید سالم بماند. پس در وعده هایی که به مشتری درباره محصول یا خدمت خود می دهید، تأمل کافی را داشته باشید. زیرا می تواند همچون یک شمشیر دو لبه عمل کند.

  • 3) درک از کارکرد برند (Brand Perception) 

برای آنکه بتوانید رفتار برند خود را از گذشته تا به امروز و در آینده بررسی کنید، می توانید رفتار مشتریان فعلی خود را ارزیابی کنید. اینکه “مشتری درحال حاضر درباره شما چه فکری دارد؟ ” و “چرا شما را به عنوان برندِ مورد استفاده خود در نظر گرفته است؟” می تواند به شما اطلاعات مناسبی درباره عملکردتان به عنوان یک برند کمک شایانی کند. خصوصا زمانی که می خواهید در استراتژی های خود تغییراتی صورت دهید و یا برند شما به عنوان یک برند معمولی و کم کارکرد شناخته شده، اهمیت این بررسی را بیشتر متوجه خواهید شد.

  • 4) ارزش های برند

به طور واضح مشخص کنید که تصمیم گیری شرکت شما چگونه هدایت می شود. این ارزش های اصلی هستند که برند شما را در ذهن مشتری شکل می دهند.

  • 5) صدای برند

نام تجاری شما چگونه می تواند صحبت کند؟ آیا برند یک شخصیت محسوب می شود؟ این شخصیت چگونه دیده می شود؟ آیا برند شما یک شخصیت جدی دارد و یا مثل یک کودک بازیگوش است؟ پاسخ این سوالات به مخاطبانی که می خواهید درگیر شوند بستگی دارد. به همین منظور برند شما باید یک صدای مناسب برای گفتگو با مخاطبان داشته باشد.

  • 6) تثبیت موقعیت برند

اگر می خواهید موقعیت برند خود را در ذهن مشتری تثبیت کنید، بهتر است بیانیه ای در قالب موقعیت فعلی خود منتشر کنید. یکی از مزایای استفاده از این روش این است که می توانید به مشتری ثابت کنید که تا امروز به وعده های خود عمل کردید. همچنین این کار موقعیت شما در بازار و وجه تمایز شما نسبت به سایر رقیبان را نشان می دهد.

عناصر بسیاری وجود دارند که یک برند را تشکیل می دهند، از جمله این موارد می توان به لوگو و بسته بندی، ارزش برند ( ارزش ادراک و انتظارات در مورد برند) و شخصیت  یا صدای برند اشاره کرد. استراتژی نام تجاری شما یک ابزار ضروری برای توسعه این عناصر است تا آنها با هم بتوانند در ذهن خریدار اثر گذاشته و  اطمینان حاصل کنند که با خرید از شما یک خرید مطمئن را تجربه خواهند کرد. شرکت شما برای توسعه استراتژی نام تجاری خود چه کار می کند؟  می توانید نظرات و راهکارهای خود را با ما درمیان بگذارید.

 

پیشنهاد آیفوبلی : 

چگونه برند شخصی خود را بسازیم؟

تعریف بازاریابی B2B و بازاریابی B2C

 

0

دیدگاه شما

سیزده − نه =

بدون دیدگاه