اهداف رفتار سازمانی

اهداف رفتار سازمانی

پیش از این در مقاله رفتار سازمانی (Organizational Behavior) به صورتی جامع به تعریف این موضوع پرداختیم. حال این سوال پیش می آید که رفتار سازمانی به دنبال چیست؟ به خوبی می دانیم که این موضوع با مسأله بهبود و توسعه مهارت های انسانی سروکار دارد، ولی دقیقاً اهداف آن چیست؟ در بهبود سازمانی سه هدف: توجیه، پیش بینی و بهبود کیفیت و بازدهی مورد توجه است که به شرح ذیل می باشند:

توجیه

هنگامی که درصدد برمی آییم به این پرسش پاسخ دهیم که چرا فرد یا گروه کاری را انجام دادند، در واقع به دنبال بیان یا توجیه هدف هستیم. شاید از دیدگاه مدیریت، کم اهمیت ترین این هدفها (از بین 3 هدف بالا) توجیه هدف، باشد؛ زیرا پس از یک واقعیت رخ می دهد. ولی اگر قرار باشد که ما درصدد درک این پدیده برآییم، باید کار خود را با توجیه آن شروع کنیم. سپس می توانیم برای تعیین علت، از این شیوه استدلال (درک هدف) استفاده نماییم. برای مثال اگر تعدادی از کارکنان با تجربه و ارزشمند سازمان استعفا دهند، می خواهیم علت آن را بدانیم تا ببینیم چگونه می توان مانع از ادامه چنین کاری شد. بدیهی است کارکنان به علت های گوناگون سازمان را ترک می کنند، ولی اگر اعتراض آنها و ترک سازمان به سبب حقوق نا مناسب و کسالت از کار باشد، مدیر می تواند دست به کار اقداماتی شود که این موانع را از میان بردارد و در آینده شاهد چنین وضعی (تکرار آن) نباشد.

پیش بینی

هدف از پیش بینی، توجه به رویداد های آینده است. از این رو مدیریت درصدد تشخیص این موضوع است که نتیجه یک اقدام خاص چه خواهد بود. مدیر یا رئیس یک واحد تولیدی کوچک که می خواهد کارکنان خود را مورد ارزیابی قرار دهد و ببیند واکنش آنان نسبت به نصب یک دستگاه جدید خودکار چیست، در واقع درصدد پیش بینی برمی آید. بدیهی است برای ایجاد تغییرات عمده، راههای زیادی پیش روی وی قرار دارد. بنابراین مدیر احتمالاً درصدد بر می آید تا نوع واکنش اعضای سازمان را، نسبت به تغییرات گوناگون بررسی و پیش بینی نماید. بدین طریق مدیر می تواند رهیافت هایی را که موجب پدید آمدن کمترین مقاومت در برابر تغییر خواهند شد پیش بینی کرده و برای تصمیماتی که باید اتخاذ نماید از این اطلاعات استفاده کند.

بهبود کیفیت و بازدهی

فرض کنید آقا/خانم X مسئول و مدیر یک شرکت است. او در یک کارخانه تولید لامپ کار می کند. این واحد به شرکت جنرال الکتریک تعلق دارد و با شرکتهای آمریکایی، اروپایی، ژاپنی و حتی چینی رقابت می کند. بقای شرکت در این است که بتواند هزینه ها را کاهش داده ، تولید و بازدهی را بالا ببرد و جنس را با کیفیت خوب تولید نماید. جالب این که این مدیر بسیار موفق بوده است. در ظرف پنج سال گذشته، هزینه سالانه شرکت حدود 8% کاهش نشان می دهد، ضمن آن که با توجه و تأکیدی که بر بهبود کیفیت کرده است این واحد تولیدی توانسته است سودآور باشد.

بیشتر مدیران با مسأله یا مشکلی روبه رو هستند که آقا/خانم X تجربه می کند. آنها باید تولید یا بازدهی را افزایش دهند، کیفیت محصول را بهبود بخشند و خدمات مناسبی ارائه نمایند. برای بهبود کیفیت و افزایش تولید یا بهره وری باید برنامه هایی را مثل کنترل کیفیت کامل و بازسازی اجرا کرد تا به موجب آنها افراد و کارکنان تشویق شوند که در امور مشارکت فعال نمایند.

در زمانی که تغییرات بسیار شدید و سریع است اگر از این دیدگاه به موضوع نگاه کنیم: چنانچه قرار باشد کار را از اول آغاز کنیم، چگونه باید آن را انجام داد؟ باید از روش مبتنی بر بهبود کیفیت استفاده کرد. در واقع این موضوع، اساس و مبنای بازسازی را تشکیل می دهد. اجرای چنین روشی مدیران را وادار می کند تا یک بار دیگر شیوه انجام امور را مورد توجه قرار دهند و ببینند که اگر قرار بود کار را از نو آغاز کنند چگونه ساختار سازمان را تعیین می کردند.

در زمان کنونی مدیران باید موفقیت هر نوع تلاش در جهت بهبود کیفیت و بازدهی را درک کنند و در این راه نباید از دیدگاه های کارکنان و اعضای سازمان غافل بمانند. این کارکنان یک نیروی اصلی در ایجاد تحول به حساب می آیند و می توانند به صورت فزاینده ای در برنامه ریزی، جهت ایجاد این گونه تغییرات، مشارکت فعال داشته باشند. با استفاده از بهبود سازمانی می توان به عمق تغییراتی توجه کرد که مدیران باید آنها را به اجرا درآورند. که در این زمینه می توانید در مقاله تغییرات سازمانی بیشتر مطالعه کنید.

پیشنهاد آیفوبلی: 

تعریف رفتار سازمانی

0
برچسب ها :

دیدگاه شما

12 − سه =

بدون دیدگاه