تغییرات سازمانی

تغییرات سازمانی

عوامل محیطی باعث می شود که مدیران، برنامه هایی را در جهت ایجاد تغییرات جامع یا فراگیر در سازمان به اجرا درآورند. چرا افراد و سازمانها در مقابل پدیده تغییر مقاومت می کنند؟

در زمان کنونی سازمانها به صورت فزاینده ای با محیط پویا و در حال تغییر روبه رو هستند و مجبور شده اند که خود را با این عوامل محیطی سازگار نمایند. شش عامل موجب ایجاد تغییر می شوند که با مثالهایی در ادامه به آنها می پردازیم:

  1. ماهیت نیروی کار: از نظر فرهنگی گوناگون، تخصص بسیار زیاد، نیروهای جدید با مهارتهای نا مناسب و …
  2. تکنولوژی: افزایش کامپیوتر و دستگاه های خودکار، برنامه های کنترل کیفیت کامل و …
  3. ضربه های اقتصادی: ضربه های شدیدی که بر بازار وارد می شود، نوسانات نرخ ارز، نوسانات نرخ بهره و …
  4. رقابت: رقابت در سطح جهانی، ادغام های شرکتها در یکدیگر، رشد فزاینده خرده فروشی ها و …
  5. روند اجتماعی: افزایش دانشجو، تأخیر در ازدواج جوانان، بالارفتن نرخ طلاق و …
  6. سیاست های جهانی: از هم پاشیدن اتحاد جماهیر شوروی، تهاجم عراق به کویت، سرنگونی دیکتاتور هائیتی و …

تقریباً هر سازمانی باید خود را با محیطی متشکل از فرهنگ های گوناگون سازگار نماید. سیاست ها و رویه های منابع انسانی باید تغییر کند تا بتواند نیروی کار مختلف را جذب کند. بسیاری از شرکتها باید مقدار زیادی پول برای آموزش کارکنان در جهت یاد دادن دروس ریاضی، کامپیوتر و مهارت های دیگر خرج کنند.

تکنولوژی موجب تغییر کارها و سازمانها شده است. برای مثال به جای سرپرستی مستقیم، کارها به وسیله کامپیوتر کنترل می شود که در نتیجه موجب گردیده تا حوزه کنترل مدیران گسترش یابد و سازمانها در سطح افقی گسترده تر شوند. تکنولوژی پیشرفته اطلاعاتی باعث شده است که سازمانها به گونه ای در حالت آماده باش به سر ببرند. شرکتهایی چون تلفن و تلگراف آمریکا، موتورولا، جنرال الکتریک و کرایسلر توانسته اند محصولات خود را در زمان بسیار کوتاهی توزیع کنند (در مقایسه با مدت زمانی که ده سال پیش صرف چنین کاری می شد). در حال حاضر افراد تخصصهای ویژه ای دارند و کارهای بسیار خاصی را انجام می دهند، تیم هایی که اعضای آنها را افراد متخصص تشکیل می دهند و این افراد در فرآیند تصمیم گیری های تیم مشارکت می کنند.

رقابت در حال تغییر است. در سیستم اقتصاد جهانی، رقبا از سراسر دنیا رو در روی یکدیگر قرار گرفته اند. افزایش رقابت ایجاب می کند که سازمانها خود را در برابر رقبای سنتی که دست به کار تولید محصولات جدید می شوند و نیز سازمانهای نوآور که دست به خلاقیت، ابتکار عمل یا کارآفرینی می زنند، به صورت کامل تجهیز نمایند. سازمانهایی موفق خواهند بود که بتوانند در صحنه رقابت و در برابر تغییراتی که به سرعت رخ می دهد واکنش مناسب از خود نشان دهند. این سازمانها باید محکم روی پای خود بایستند و بتوانند به سرعت محصولات جدیدی تولید و به بازار عرضه کنند. آنها باید به دوره های کوتاه مدت توجه نمایند و بدانند که چرخه عمر بسیاری از محصولات کوتاه است و همواره در مسیر پر تلاطم بازاری قرار گرفته اند که هر روز و هر لحظه محصولات جدیدی را عرضه می کنند. به بیان دیگر آنها باید انعطاف پذیر باشند. نیروی کار باید از انعطاف پذیری بالای برخوردار باشد و بتواند به سرعت خود را با شرایط در حال تغییر سازگار نماید.

نتیجه تحقیقات نشان می دهد که سازمانها و اعضای آنها از نظر رفتاری در برابر پدیده تغییر ایستادگی یا مقاومت می کنند. از یک دیدگاه، این کار مثبت است؛ زیرا موجب به وجود آمدن ثبات و پایداری در سازمان می شود و می توان رفتارهای آینده را پیش بینی کرد. اگر هیچ نوع ایستادگی یا مقاومت در برابر پدیده تغییر وجود نداشت، رفتارهای سازمانی به صورت رخدادهای تشنج زا در می آمد که در مواردی جنبه انفجار به خود می گرفت. ایستادگی در برابر تغییر می تواند به یک منبع تضاد یا تعارض در سازمان تبدیل شود. در مجموع، ایستادگی در برابر پدیده تغییر به نتایج نابهنجاری می انجامد و باعث می شود که سازمان نتواند خود را با تغییرات محیط وفق و در برابر آن واکنشهای مناسب نشان دهد.

نیاز به تغییر در برگیرنده تمام اصول و مفاهیمی است که در رفتار سازمانی وجود دارد. اگر عوامل محیطی به طور کامل، ثابت و پایدار بودند، اگر مهارتها و تواناییهای کارکنان همیشه به روز بودند و هیچ گاه منسوخ نمی شدند، و اگر فردا همواره همانند امروز بود، تغییر سازمانی نمی توانست برای مدیران هیچ اهمیتی داشته باشد. ولی دنیای واقعی همواره در حال دگرگونی است و ایجاب می کند که سازمان همواره اعضای خود را متحول سازد (اگر قرار باشد که سازمان در صحنه رقابت باقی بماند).

در سالهای گذشته مدیران به پدیده تغییر به عنوان یک عامل زودگذر (که تشنجی ناگهانی در سازمان ایجاد می کند) نگاه می کردند چون در دنیایی زندگی می کردند که آرامش نسبی وجود داشت و آینده قابل پیش بینی بود. از نظر مدیر و سازمان، دیگر چنین دنیایی وجود ندارد. مدیران و سازمانهای کنونی در دنیایی زندگی می کنند که هر روز و هر لحظه شاهد تغییرات بسیار شدید است. در چنین دنیایی مدیر باید پیوسته به عنوان یک عامل تغییر عمل کند.

پیشنهاد آیفوبلی: 

فرهنگ مجموعه یا سازمان و انواع آن

0
برچسب ها :

دیدگاه شما

شانزده + هجده =

بدون دیدگاه